الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
202
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
نباشد ، همين آيه كافى است : « وَ لَو أَنَّهُم إِذ ظَلَموا أَنفُسَهُم جاؤُكَ فَاستَغفَروا اللَّهَ وَ استَغفَرَ لَهُمُ الرَّسولَ لَوَجَدوا اللَّهَ تَوّاباً رَحيماً » « 1 » ، كه از آن به صراحت ، هم جواز و رجحان توسّل به محضر پيغمبر صلى الله عليه و آله و استحباب استغفار در محضر آن حضرت و هم جواز و رجحان خواندن پيامبر اكرم و درخواست استغفار براى گناهكاران از آن جناب ، استفاده مىشود و نيز دلالت دارد بر اينكه رفتن به خدمت آن حضرت از راههاى دور و نزديك براى استغفار در محضر ايشان و درخواست استغفار از حضرتش استحباب دارد . و از جمله شواهد مؤيّد اين مطالب اين است كه مستحب است در مقام دعا و استسقا ، اطفال صغير و بلكه حيوانات را نيز ببرند و آنها را وسيلهء استحباب رحمت و ثواب قرار دهند . در روز مباهله ، خداوند به رسول اكرم صلى الله عليه و آله دستور داد كه على و فاطمه و حسنين عليهم السلام را بخوانَد و در مباهله شركت دهد و به نصارى نيز همين پيشنهاد را بنمايد كه با مردان و پسران و زنان خود حاضر شوند . بنابراين وقتى پيغمبر صلى الله عليه و آله مأمور شود كه در مقام دعا از على و فاطمه ، و نيز حسنين عليهم السلام كه در آن موقع به حسب ظاهر طفل بودند بخواهد كه دعا و نفرين كنند و آنها را وسيله قرار دهد با اينكه مخلوقى به خدا از او نزديكتر نيست ، و در آن هيچ شائبهء شركى تصوّر نمىشود « 2 » ، نسبت به ديگران به طريق اولى استشفاع و توسّل و
--> ( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 64 . ( 2 ) . اگرچه الفاظ ادعيهء كثيره و حكاياتى كه در توسّلات بسيار و آثار و بركاتى كه از آنها ديده شده ، هر يك مثل معجزه دليل بر صحّت اين توسّلات و استشفاعات به پيغمبر اكرم و اهل بيت طاهرين آن حضرت - صلواتاللَّه عليهم اجمعين - و بلكه به مؤمنين مخلص و علماى عامل است و جاى هيچ شبهه و ترديدى در آنها نيست ولى به مناسبت كتاب ، روايتى را كه ابن ابىالحديد از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در پايان شرح نهجالبلاغه ضمن يكهزار كلمهء حكمت نقل كرده است درج مىكنيم . اين كلمه ششصد و بيست و پنجمين كلمهاى است كه روايت كرده است : « انا من رسولاللَّه صلى الله عليه و آله كالعضد من المنكب و كالذّراع من العضد ، و كالكف من الذّراع ربّانى صغيراً و آخانى كبيراً و لقد علمتم أنّى كان لى منه مجلس سرّ لا يطلع عليه غيرى و أنّه اوصى الى دون اصحابه و اهل بيته ، و لاقولن ما لم اقله لاحد قبل هذا اليوم سألته مرة ان يدعولى بالمغفره فقال : افعل ثمّ قام فصلى فلمّا رفع يده للدّعاء استمعت عليه فاذا هو قائل : اللّهمّ حقّ على عندك اغفر لعلى فقلت : يا رسول اللَّه ما هذا ؟ فقال او احد اكرم منك عليه فاستشفع به اليه » . ( شرح نهجالبلاغه ، ج 20 ، ص 315 و 316 ) .